|
|
|
|
|
|
|
|||||||||
ادامه مطلب |
||||||||||
|
|
|
|
|
تو از باغ نرگس فریباتری ****زلبخند خورشید زیباتری تو آن شعر نابی که حافظ سرود***ولی از غزل هم تو زیباتری هفته معلم را به تمامی معلمان و همکاران عزیز تبریک می گویم |
||
|
|
|
|
|
روزی
لویی شانزدهم در محوطه ی کاخ خود مشغول قدم زدن بود که سربازی راکنار یک
نیمکت در حال نگهبانی دید ؛از او پرسید تو برای چی اینجا قدم میزنی و از چی
نگهبانی میدی؟ سرباز دستپاچه جواب داد قربان من را افسر گارد اینجا گذاشته و به من گفته خوب مراقب باشم! لویی، افسر گارد را صدا زد و پرسید این سرباز چرا این جاست؟ افسر گفت قربان افسر قبلی نقشه ی قرار گرفتن سربازها سر پستها را به من داده من هم به همان روال کار را ادامه دادم! مادر لویی که شاهد این صحنه بود او را صدازد وگفت من علت را میدانم، زمانی که تو سه سالت بود این نیمکت را رنگ زده بودند و پدرت به افسر گارد گفت نگهبانی را اینجا بگذارند تا تو روی نیمکت ننشینی و لباست رنگی نشود! و از آن روز 41 سال میگذرد و هنوز روزانه سربازی اینجا قدم میزند!
فلسفه ی عمل تمام شده ولی عمل فاقد منطق هنوز ادامه دارد |
||
|
|
|
|
|
فرا رسیدن نوروز باستانی را به همه هموطنان عزیزتبریک می گویم.امیدوارم سالی پر از
موفقیت داشته باشید.
|
||
|
|
|
|
|
از دیروز (یکشنبه ) کلاس آقای معشوقی را باکلاس بنده ترکیب کرده اند .ایشان به علت سفر کربلا یک هفته نخواهند بود .تصور کنید یک کلاس را با 46 نفر دانش آموز !!
|
||
|
|
|
|
|
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
|
|
1024x768
نگرش های اساسی در آموزش درس مدنی پایه ی پنجم ابتدایی هدف كلی كتاب های تعلیمات اجتماعی، تربیت اجتماعی دانش آموزان است به طوری كه دانش آموز بتواند توانایی لازم را برای ایجاد ارتباط های اجتماعی با گروه های مختلف به دست آورد و نقش مؤثری در گروه ها ایفا نماید. همچنین بتواند با نهادها و مؤسساتی كه افراد جامعه برای تأمین نیازهای خود به آن مراجعه می كند، ارتباط لازم و مناسب برقرار كند و با رعایت قوانین یك شهروند بتواند به نقش خود درمشاركت های سیاسی و اجتماعی عمل نماید. متاسفانه برخی از همكاران به بعضی از دروس، مانند درس مطالعات اجتماعی، به صورت دانستنی ها نگاه می كنند و دانش آموز را با مسائل درس درگیر نمی كنند و به اینكه دانش آموزان مطالب را حفظ كنند و آن را طوطی وار پاسخ بدهند، اكتفا می كنند. در هر حال در این پست نگرش های اساسی درس مدنی پنجم ابتدایی را با یك مثال از همان درس آوردم. هر درس راهبردهایی برای خود دارد كه در مقابل عنوان درس داخل پرانتز گذاشتم.
درس اول : استقلال در جمهوری اسلامی (نظام اجتماعی) نگرش های اساسی : بررسی و کاوش، مشارکت، برقراری ارتباط، دانش شخصی، نگرش ها، عدالت جویی، حق طلبی، میهن دوستی مثال : در جمهوری اسلامی مردم در اداره کشور دخالت دارند و می توانند با رای خود مسولان کشور را انتخاب کنند و نظر خود را به آنها بگویند. درس دوم : قانون اساسی (مکان فضا) نگرش اساسی : عدالت جویی مثال : مقررات در مدرسه باعث ایجاد نظم در مدرسه می شود وبا وجود نظم همه کارها بهتر انجام می گیرد. درس سوم : رهبری (فرهنگ و هویت) نگرش های اساسی : انقلاب اسلامی ما بر پایه حق طلبی، ایمان بر خدارهبری امام خمینی و وحدت مردم به پیروزی رسید. مثال : رهبر جامعه اسلامی مسلمان کامل است او باید عادل، عالم وشجاع باشد. در همه کارها از دستورات اسلام پیروی کند و از اوضاع جامعه به خوبی آگاه باشد. درس چهارم : در جامعه اسلامی حکومت چه وظیفه ای دارد؟ (نظام اجتماعی) نگرش های اساسی : مشارکت همراه با رافت، تعاون و همکاری مثال : حکومت با همکاری مردم صنعت و کشاورزی را توسعه می دهد تا شغل های بیشتری ایجاد شود و درآمد مردم افزایش یابد. درس پنجم : در جامعه اسلامی افراد چه وظیفه ی دارد؟ (مکان فضا) نگرش های اساسی : مشارکت، همکاری گروهی و تصمیم گیری مثال : همه ما در بابر رفتار دیگرات نیز مسولیم یعنی مردم را به کارهای نیک سفارش می دهیم. درس ششم : وحدت (فرهنگ و هوییت) نگرشهای اساسی : حق طلبی مثال : جامعه اسلامی ویژگی های دارد از قبیل وحدت، شورا، تعاون، ایثارگری و فداکاری. مسلمان ها به خدا معتقدند و پیامبر، کتاب آسمانی و قبله واحدی دارند. درس هفتم : شورا (مکان فضا) نگرش های اساسی : مشارکت، همراهی و کار گروهی مثال : در کارهایتان با یکدیگر مشورت کنید. درس هشتم : تعاون (نظام اجتماعی) نگرش اساسی : مشارکت همراه با تعاون و همکاری مثال : با یکدیگر در کارهای نیک همکاری کنید. رابطه افراد جامعه با هم مانند رابطه اعضای بدن ما با یکدیگر است. درس نهم : ایثار و فدا کاری (منابع و فعالیت های اقتصادی) نگرش های اساسی : میهن دوستی مثال : دانش آموزان در طول هشت سال دفاع مقدس هم در جبهه جنگ و هم در کارهای پشتیبان و تدارکات ایثار و فداکاری می کردند.
|
||
|
|
|
|
![]()
|
||
|
|
|
|||||||
|
||||||||
|
|
|
|
|
موفق وسربلند باشید. |
||
|
|
|
|
|
|
|
|
|
شبي از شب ها، شاگردي در حال عبادت و تضرع وگريه و زاري بود. در همين حال مدتي گذشت، تا آن که استاد خود را، بالاي سرش ديد، که با تعجب و حيرت؛ او را، نظاره مي کند ! استاد پرسيد : براي چه اين همه ابراز ناراحتي و گريه و زاري مي کني؟ شاگرد گفت : براي طلب بخشش و گذشت خداوند از گناهانم و برخورداري از لطف خداوند! استاد گفت : سوالي مي پرسم، پاسخ ده؟ شاگرد گفت : با کمال ميل؛ استاد. استاد گفت : اگر مرغي را، پروش دهي، هدف تو از پرورشِ آن چيست؟ شاگرد گفت: خوب معلوم است استاد؛ براي آن که از گوشت و تخم مرغ آن بهره مند شوم. استاد گفت: اگر آن مرغ، برايت گريه و زاري کند، آيا از تصميم خود، منصرف خواهي شد؟ شاگردگفت: خوب راستش نه...! نمي توانم هدف ديگري از پرورش آن مرغ، براي خود، تصور کنم! استاد گفت: حال اگر اين مرغ، برايت تخم طلا دهد چه؟ آيا باز هم او را، خواهي کشت، تا از آن بهره مند گردي؟! شاگرد گفت : نه هرگز استاد، مطمئنا آن تخم ها، برايم مهم تر و با ارزش تر، خواهند بود! استاد گفت : پس تو نيز؛ براي خداوند، چنين باش! هميشه تلاش کن، تا با ارزش تر از جسم، گوشت، پوست و استخوانت؛ گردي. تلاش کن تا آن قدر براي انسان ها، هستي و کائنات، مفيد و با ارزش شوي، تا مقام و لياقتِ توجه، لطف و رحمتِ او را، به دست آوري. خداوند از تو گريه و زاري نمي خواهد! او، از تو حرکت، رشد، تعالي، و با ارزش شدن را مي خواهد و مي پذيرد
|
||
|
|
|
|
|
یک روز صبح در کشور آلمان: |
||
|
|
|
|
|
این کلمات زیبا (ده فرمان لیمن) را باید خواند و معنای عمیق آنها را درک کرد.آنها همچون ده فرمان هستند که باید در زندگی همواره مورد تبعیت قرار بگیرند : 1. دعا لاستیک یدک نیست که هرگاه مشکل داشتید از آن استفاده کنید بلکه فرمان است که ما را به راه درست هدایت می کند. 2. میدانید چرا شیشه جلوی ماشین اینقدر بزرگ است ولی آینه عقب اینقدر کوچک؟ چون گذشته به اندازه آینده اهمیت ندارد. بنابراین همیشه به جلو نگاه کنید و ادامه بدهید. 3. دوستی مثل یک کتاب است. چند ثانیه طول می کشد که آتش بگیرد ولی سالها طول می کشد تا نوشته شود... 4. تمام چیزها در زندگی موقتی هستند، اگر خوب پیش می روند از آنها لذت ببرید، برای همیشه دوام نخواهند داشت و اگر بد پیش می رود نگران نباشید، چون برای همیشه دوام نخواهند داشت... 5. دوستهای قدیمی طلا هستند! دوستان جدید نگین. اگر یک نگین به دست آوردید طلا را فراموش نکنید چون برای نگه داشتن نگین همیشه به پایه طلا نیاز دارید. 6. اغلب وقتی امیدتان را از دست می دهید و فکر می کنید که این اخر خط است، خدا از بالا به شما لبخند میزند و میگوید: آرام باش عزیزم ، این فقط یک پیچ است نه پایان... 7. وقتی خدا مشکلات تو را حل می کند تو به توانایی های او ایمان داری و وقتی خدا مشکلاتت را حل نمی کند ، او به توانایی های تو ایمان دارد... 8. شخص نابینایی از سنت آنتونی پرسید: ممکن است چیزی بدتر از از دست دادن بینایی باشد؟ او جواب داد: بله، از دست دادن بصیرت ! 9. وقتی شما برای دیگران دعا می کنید، خدا می شنود و انها را اجابت می کند و بعضی و قتها که شما شاد و خوشحال هستید یادتان باشد که کسی برای شما دعا کرده است ... 10. نگرانی مشکلات فردا را دور نمی کند بلکه تنها آرامش امروز را دور می کند.
امتيازاتتان را بر مرمر.(سقراط) |
||
|
|
|
|
|
مدیرمردی به یك مغازه فروش حیوانات رفت و درخواست یك طوطی كرد.صاحب
فروشگاه به سه طوطی خوش چهره اشاره كرد و گفت: «طوطی سمت چپ ۵۰۰ دلار
است.»مشتری: «چرا این طوطی اینقدر گران است؟»صاحب فروشگاه: «این طوطی
توانایی انجام تحقیقات علمی و فنی را دارد.»مشتری: «قیمت طوطی وسطی چقدر
است؟صاحب فروشگاه: طوطی وسطی ۱۰۰۰ دلار است. برای اینكه این طوطی توانایی
نوشتن مقاله ای كه در هر مسابقه ای پیروز شود را دارد.»و سرانجام مشتری از
طوطی سوم پرسید و صاحب فروشگاه گفت: « ۴۰۰۰ دلار.» مشتری: «این طوطی چه
كاری می تواند انجام دهد؟»صاحب فروشگاه جواب داد: «صادقانه بگویم من چیز
خاصی از این طوطی ندیدم ولی دو طوطی دیگر او را مدیر صدا می زنند!!! » |
||
|
|
|
|
|
روزی مدیر یكی از شركت های بزرگ در حالیكه به سمت دفتر كارش می رفت چشمش به جوانی افتاد كه در راهرو ایستاده بود و به اطراف خود نگاه میكرد. جلو رفت و از او پرسید: «شما ماهانه چقدر حقوق دریافت میكنی؟»جوان با تعجب جواب داد: «ماهی 2000 دلار.»مدیر با نگاهی آشفته دست به جیب شد و از كیف پول خود 6000 دلار را در آورده و به جوان داد و به او گفت: «این حقوق سه ماه تو، برو و دیگر اینجاپیدایت نشود، تو اخراجی ! ما به كارمندان خود حقوق میدهیم كه كار كنند نه اینكه یكجا بایستند و بیكار به اطراف نگاه كنند.»جوان با خوشحالی از جا جهید و به سرعت دور شد.مدیر از كارمند دیگری كه در نزدیكیش بود پرسید: «آن جوان كارمند كدام قسمت بود؟»كارمند با تعجب از رفتار مدیر خود به او جواب داد: «او پیك پیتزا فروشی بود كه برای كاركنان پیتزا آورده بود.» نکته:برخی از مدیران حتی كاركنان خود را در طول دوره مدیریت خود ندیده و آنهارا نمیشناسند.ولی در برخی ازمواقع تصمیمات خیلی مهمی را در باره آنهااتخاذ کرده و اجرا میكنند!!!
|
||
|
|
|
|
|
رئیس: شما به زندگی پس از مرگ اعتقاد دارید؟ كارمند: بله رئیس: خوب است. چون ساعتی پیش پدربزرگتان به اینجا آمده و میخواهد شما را ببیند، همان که دیروز برای شركت در مراسم تشییع جنازه اش مرخصی گرفته بودید!!! |
||
|
|
|
|
|
کارگاه آموزشی همکاران پایه های پنجم و ششم منطقه بناب روز چهارشنبه 91/10/13از ساعت ۱۳ الی ۱۵ در دبستان قدسیه واقع در شهرک امام برگزار خواهد شد پیشاپیش از حضور شما متشکریم.
|
||
|
|
|
|
|
برای مشاهده بارم بندی ادامه مطلب را کلیک کنید ادامه مطلب |
||
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
نمایش اعدادا اعشاری با استفاده از نرم افزار (اگر نتونستید، در قسمت پیوند های روزانه عبارت فوق را کلیک کنید) |
||
|
|
|
|
|
|
||
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
سه نفر در مطب یک دکتر باهم گفتگو می کردند.هر سه نفر جواب آزمایشهایشان را در دست داشتند.دکتربه هر سه نفر آنها گفته بود که بر اساس آزمایش های انجام شده به بیماری لا علاجی مبتلا شده اند وامیدی به ادامه زندگی آنها نیست ودر آینده ای نزدیک عمر شان به پایان می رسد. در واقع آنها داشتند در این درباره صحبت می کر دند که می خواهند باقیمانده عمرشان را چه کار کنند. نفر اول گفت: من در زندگی ام همیشه مشغول کسب وتجارت بوده ام وحالا که نگاه می کنم حتی یک روز از زندگیم را به تفریح واستراحت نپرداخته ام.اما حالا که متوجه شده ام بیش از چند روزی از عمرم باقی نمانده می خواهم تمام ثروتم را در این چند روز خرج تفریح و لذت از دنیا کنم. می خواهم جاهایی بروم که یک عمر آرزوی دیدنش را داشتم،چیزهایی را بپوشم که دلم می خواسته اما نپوشیده ام،کارهایی انجام دهم که به علت مشغله زیاد انجام نداده ام وچیزهایی بخورم که تا به حال نخورده ام. نفر دوم گفت:من نیز یک عمر درگیر تجارت بوده ام واز اطرافیانم غافل بوده ام.اولین کاری که می کنم این است که به سراغ پدر ومادرم می روم وآنها را به خانه ام می آورم تا این چند روز را در کنار آنها وهمراه با همسر وفرزندانم سپری کنم .در این چند روز می خواهم به تمام دوستان وفامیلم سر بزنم واز بودن با آنها لذت ببرم.در این چند روز باقی مانده می خواهم نصف ثروتم را صرف کارهای خیر خواهانه و عام المنفعه بکنم. و نیمی دیگر را برای خانواده ام کنار بگذارم تا پس از مرگ من دچار مشکلات مالی نشوند. نفر سوم با شنیدن سخنان این دو نفرلحظه ای ساکت ماند و اندیشید وسپس گفت:من مثل شما نا امید نشده ام و امیدم را از زندگی از دست نداده ام.من می خواهم سالهای سال عمر کنم واز زنده بودنم لذت ببرم واولین کاری که می خواهم انجام بدهم این است که دکترم را عوض کنم می خواهم به سراغ دکترهای با تجربه تر بروم،من می خواهم زنده بمانم وزنده می مانم. نکته:نا امیدی نقطه مرگ است.در آن هنگام که انسان امیدش را از دست می دهد مرگ را به سوی خود فرا خوانده است.مهم ترین چیز در زندگی این است که هنگام تنگنا ها امیدمان را از دست ندهیم و با این اندیشه به آینده نگاه کنیم که همیشه راهی است اگر اراده و ایمانی برای پیدا کردن راه حل باشد. فقط ((غیر ممکن)) غیر ممکن است هیچ وقت از کلمه هرگز استفاده نکنید برگرفته از کتاب ((مشکلات را شکلات کنید)) اثر مسعود لعلی
ادامه مطلب |
||
|
|
|
|